جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
576
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
داوران دادگاهها ، هنگامى كه از متهم بازجويى مىكردند ، او را از اطاقهايى كه ديوارهاى بلند آن بين نورآفتاب و متهم فاصله مىانداخت عبور داده و به يك دخمه تاريكى هدايت مىكردند . و در اين اطاق دهها نوع از ابزار و آلات شكنجه در اطراف متهم بهچشم مىخورد . اين دادگاهها تابع هيچ قانون و قاعدهاى جز اراده و ميل داوران ، نبودند و رهايى از آن غير ممكن بود . و البته در آن زمان چيزى آسانتر از اين نبود كه يكى از افراد مهم متهم شود و در چنگ بازرسان و مأموران انگيزيسيون قرار گيرد . براى اينكه فقط كافى بود كه يك دشمن و بدخواه شما ، براى رهايى از دست شما ، توجه آنان را بهسوى شما جلب كند كه بلافاصله در چنگ آنان قرار بگيريد ! در اسپانيا هيچ متهمى در چنگ « توركيماد » قرار نگرفت مگر آنكه زندانى شد و شكنجه ديد و سپس اموال او مصادره گرديد و خود وى بهدست آتش سپرده شد . « فرديناند » و « ايزابلا » به داوران انگيزيسيون دستور مىدادند كه از هيچ « كافرى » اغماض نكنند و او را بسوزانند و املاك و داراييش را بهنفع آنان و روم ! مصادره نمايند . ولى « توركيماد » نيازى به سفارش و توصيه نداشت ، او از كسانى بود كه هر كجا گام مىنهاد ، ديگر سبزهاى در آنجا نمىروييد ! . كارلتون كوفن مىگويد : « توركيماد از صداى شكستن استخوانهاى مردم و درد و رنج آنها خوشحال و مسرور مىگرديد . اگر در آن وقت